این پست آخرین پستی که من براتون مینویسم
اما از طریق این وبلاگ از تمامی کسانی که منو توی این وبلاگ( تقریبا) دانشجوی یاری رسوندن کمال تشکر رو دارم
و تمامی کسانی که با زبان طنز وانتقاد اونا رو رنجوندم
البته اوناهم با متانت وبردباری مطالب مارو تحمل کردند و از ما نارحت نشدند نیز تشکر میکنم
امیدوارم همگی شما در همه عرصه های زندگی موفق و شاداب باشید
پایان
موفق باشید
آیا تاکنون فکر کردهاید شخصیتهای نامآور دنیا که همه آنها را میشناسند و اغلب از ثروتمندترینهای جهان هستند کار خود را با چه شغلی آغاز کردند و در ابتدا چه کاره بودند؟ بسیاری از آنها شغلهایی داشتند که هیچ ارتباطی با حرفه کنونیشان نداشت و بعضی دیگر به کارهایی آنچنان ابتدایی میپرداختند که برخی از ما انسانهای گمنام و معمولی، انجام آن را دون شان خود میدانیم
راد استوارت: خواننده سرشناس انگلیسی در هایگیت در شمال لندن به دنیا آمد و پدر و مادرش روزنامهفروشی داشتند. راد استوارت مدتی با باشگاههای (سلتیک) و (برنت فورد) کار میکرد بعد گورکن شد. در اوایل دهه شصت با ویز جونز) خواننده فولکلور آشنا شد و به موسیقی روی آورد و یک خواننده خیابانی شد. او دور اروپا سفر میکرد و آواز میخواند و پول جمع میکرد. جالب است بدانید که یکبار به جرم ولگردی از اسپانیا اخراج شد
مایکل دل : موسس و رییس شرکت سهامی کامپیوتریDELL در یک رستوران چینی ظرفشور بود
و ساعتی 2/5 دلار دستمزد میگرفت. او از این تجربهاش به نیکی یاد میکند و میگوید: بهترین بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر کمی زودتر به رستوران میرفتم میتوانستم نهایت استفاده را از او بکنم. او به کارش افتخار میکرد و به هر کسی که از در رستورانش وارد میشد اهمیت میداد.
شون (دیدی) کومبز: هنرپیشه و خواننده آمریکایی روزنامه پخشکن بود در آن زمان او دوازده سال داشت و شاید هرگز فکر نمیکرد این شغل آغازی برای رسیدن به وضعیت کنونی اوست او از همان ابتدا بلند پرواز بود
تری هچر هنرپیشه هالیوود: در پنج سالگی توسط شوهر خالهاش مورد آزار قرار گرفت و به همینخاطر مبتلا به مشکلات روحی شد. وقتی کمی بزرگتر شد به تحصیل در رشته بازیگری پرداخت ولی اولین شغل هچر در سال 1984 شغلی عجیب بود. او تشویقکننده تیم راگبی (سان فرانسیسکو ) بود و به خاطر آن پول49 دلارمیگرفت
آدولف هیتلر جنایتکار: در کودکی به مدرسه کلیسا میرفت و آرزو داشت کشیش بشود ولی در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بیرون انداخته شد سپس به رشته هنر پرداخت ولی به دلیل بدقول بودن دو بار از آکادمی هنرهای زیبای وین اخراج شد. آدلف جنایتکار خسته، تنها، جوان و غمگین شبها را در پانسیون میگذراند و برای پول درآوردن (نقاشی) میکرد و کارت پستال میکشید. اگر جنگ جهانی اول شروع نمیشود شاید او یک نقاش شکستخورده میماند ولی پس از شروع جنگ هیتلر قلم را کنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پیوست. او آنقدر از جنگ لذت میبرد که چند سال بعد تصمیم گرفت یک جنگ دیگر به راه بیندازد
سیلوستر استالونه: همیشه آدم خشنی بود. او زمانی (جاروکش قفس شیرها) بود. در پانزده سالگی همکلاسیهایش میگفتند او بیش از همه احتمال دارد که زندگیش را روی صندلی الکتریکی به پایان برساند. او بعدها با فیلم (راکی) به شهرت جهانی دست یافت
دن براون :نویسنده رمان معروف (رمز داوینچی) که قبل از ساخته شدن، فیلم آن به زبانهای مختلف ترجمه شده بود، در یک دبیرستان به (تدریس) مشغول بود
جنیفر لوپز: مدتها قبل از آنکه به خوانندگی روی آورد و تبدیل به یک ستاره شودهرروز لباس سادهای بر تن میکرد و به دادگستری میرفت تا به شغل خود بپردازد چون او یک مشاور قضایی بود
بنیتو موسولینی: دیکتاتور فاشیست ایتالیایی برای یک روزنامه کار میکرد و داستان دنبالهدار مینوشت. یکی از داستانهای او (معشوقه کاردینال) نام داشت که داستان اندوهبار یک کاردینال قرن هفدهمی و معشوقهاش را بیان میکرد
فیدل کاسترو: دیکتاتور کوبا بیسبالیست بود شایع است که او برای یکی از تیمهای مهم لیگ آمریکا بازی میکرد ولی این گفته اشتباهاست. حقیقت این است که کاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولی بیسبال کار میکرد. او در سال 1946 در مسابقات بیسبال دانشگاههای حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن کار ساده را هم بد انجام میداد. نکته اینجاست که به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود که توپ بازی کند بلکه رفته بود تا علم حقوق بیاموزد
بیل گیتس: در عمارت کنگره واشنگتن (پادو) بود
ویلیام واتکینز رییس فعلی تکنولوژیSeagate :
در شیفت شب یک بیمارستان روانی کار میکرد کار او مراقب از بیمارانی بود که از کنترل خارج میشدند بود
بیل موری: کمدین آمریکایی بیرون یک بقالی میایستاد و شاه بلوط میفروخت. او مدتی نیز پیتزا فروشی بود
راش لیمبو مجری معروف رادیویی آمریکا :کفش واکس میزد
رابین ویلیامز: هنرپیشه و کمدین معروف و محبوب هالیوود پانتومیم خیابانی اجرا میکرد
تامی هیل فایگو: از طراحان بنام و معروف لباس که لباسهای طرح او امروزه بر تن بسیاری از اهالی سرشناس هالیوود دیده میشود، زمانی که هیچ فروشندهای حاضر نشد شلوارهای جین طرح او را در مغازهاش بگذارد و به فروش برسانند در کنار خیابان و پشت یک وانت آنها را میفروخت
دمی مور: که سالهاست دوستدارانش برای گرفتن امضا دسترسی به او ندارند؛ زمانی برای یک مغازه ظروف کرایه کار میکرد
جنیفر انیستون: پیشخدمت رستوران بود
براد پیت: شوهر سابق جنیفر انیستون و همسر فعلی آنجلینا جولی یخچال حمل میکرد
گارت بروکس: چند ماه قبل از اینکه رکورد جهانی را در موسیقی بشکند، فروشنده یک مغازه چکمهفروشی بود
جک نیکلسون: بازیگر قدیمی هالیوود در پستخانه کار میکرد
استفان کینگ: نویسنده، در یک مدرسه سرایدار بود و وقتی داشت کمدهای دانشآموزان را تمیز میکرد داستان اولین رمانش به ذهنش خطور کرد
هریسون فورد: نجاری میکرد و به این کار خیلی علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتی داشته باشد به چوب و نجاری روی میآورد
حال فکر کنید که در آینده چکاره خواهید شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و ما ایرانیها با دانستن گذشته دیگران که قبلا چه کاره بودند وحال به کجا رسیده واقعا چکار میکنیم؟؟؟؟؟
اون از استاد فرزانه جناب خانم زمردی که بلد نیست اون اطلاعات بسیار بسیار زیاد شو به ما دانشجویان انتقال بده
حالا وایییییییییییییی به حال ما